...

...

Pages

Tuesday, December 14, 2010

Spek with my self

يا رب سببی ساز که يارم به سلامت بازآيد و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن يار سفرکرده بياريد تا چشم جهان بين کنمش جای اقامت
فرياد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقرير و بيان دم زنی از عشق ما با تو نداريم سخن خير و سلامت
درويش مکن ناله ز شمشير احبا کاين طايفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی بر می‌شکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت




تعبیر:از گرفتاری هایی که به تو روی آورده نگران و مأیوس نباش. سعی کن تا خود را از چنگ گرفتاریها برهانی. با دست روی دست گذاشتن به هیچ جا نمی رسی.

No comments: