...

...

Pages

Tuesday, December 14, 2010

Speak with my self

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
افشای راز خلوتيان خواست کرد شمع شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
زين آتش نهفته که در سينه من است خورشيد شعله‌ايست که در آسمان گرفت
می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت کتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستين فشان زين فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت
می خور که هر که آخر کار جهان بديد از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
بر برگ گل به خون شقايق نوشته‌اند کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت




تعبیر:غم های زندگی را بر خود آسان بگیر. با هنر و دانش خود می توانی راه تازه ای در زندگی باز کنی. از فتنه های روزگار ناراحت نشو زیرا دائمی و همیشگی نیستند و به زودی جای خود را به راحتی و آسودگی می دهند.

No comments: