واعظان كاين جلوه بر محراب و منبر مىكنند
چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند
پرسشى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند
گوييا باور نمىدارند روز داورى
كاين همه قلب و دغل در كار داور مىكنند
----
هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت
تا آشناى عشق شدم ز اهل رحمتم
----
بود آيا كه در ميكدهها بگشايند
گره از كار فروبسته ما بگشايند
اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند
دل قوى دار كه از بهر خدا بگشايند
به صفاى دل رندان صبوحى زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند
در ميخانه ببستند خدايا مپسند
كه در خانه تزوير و ريا بگشايند
----
عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت
كه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را باش
هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت
همه كس طالب يارند چه هشيار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه كنشت»
----
معاشران گره از زلف يار باز کنيد
شبي خوش است بدين قصهاش دراز کنيد
حضور خلوت انس است و دوستان جمعاند
و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد
No comments:
Post a Comment